کهکشان علم و ایمان

وبلاگ اختصاصی سید رضا واقفی

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۱ ثبت شده است

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۱، ۰۴:۵۹ ق.ظ

پسروعشق به پدر

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر 7 ساله اش سنگی برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتی پسرک پدرش را دید ... با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟ مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده خود بسیار ناراحت و پشیمانبود، به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:«« دوستت دارم بابایی»»
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۱ ، ۰۴:۵۹
سید رضا واقفی